تبلیغات
کوو,وووروش - انقراض
 
کوو,وووروش
شنبه 7 بهمن 1391
علل سقوط هخامنشیان

ممكن است این سوال همیشه در ذهن شما وجود داشته باشد كه: چگونه حكومت هخامنشیان كه لقب نخستین امپراتورى جهان را یدك مى كشد رو به نابودى نهاد و منقرض شد؟

دلیل این امر به وسیله مورخان آن دوره ثبت نشده اما مى توان جواب این سوال را در بین مجموعه نوشتارهایى را كه تاریخنگاران آن زمان درباره وقایع مهم خود به رشته تحریر درآورده اند جستجو كرد...

حكومت هخامنشیان توسط كوروش كبیر تاسیس شد و جانشین وى كه كمبوجیه نام دارد حكومت پدر را ادامه داد اما كمبوجیه هرچند كه به وصیت پدرش به عنوان ولیعهد و سپس پادشاه بعد از او انتخاب شده بود اما به دلایلى همچون حرص و طمع پادشاهى و ترس از اینكه كه مبادا بردیا در غیاب او(زیرا كمبوجیه در نخستین ایام سلطنت خود به مصر لشكر كشید)ادعاى سلطنت نماید و خطرى تهدید كننده براى سلطنتش باشد او (بردیا) را در خفا به قتل رساند... و با خیال آسوده به مصر(با فرماندهى داریوش بزرگ)لشكر كشید كه پس از مدتى بردیاى دروغین(یكى از مغ هاى دربار به نام: گوماتا كه از راز قتل بردیا خبر داشت و در غیاب كمبوجیه خود را بردیا برادر كوچك كمبوجیه خوانده بود)به صحنه آمد و پیروانى را نیز براى خود جمع كرد و به محض اینكه كمبوجیه از این ماجرا مطلع شد به همراهى داریوش بزرگ به سمت ایران رهسپار شد كه به شكل مشكوكى پیش از رسیدن به ایران درگذشت(مستندترین دلیل مرگ كمبوجیه: در بین راه به دلیل سنگلاخى بودن و ناهموار بودن مسیر اسب كمبوجیه واژگون شده و شمشیر او كه بر كمرش بسته شده بوده بر شكمش فرو رفته و باعث مرگش شده و برخى هم از سقوط او به پایین دره هم خبر داده اند كه چندان واقعى به نظر نمى رسد)...

هنگامى كه داریوش بزرگ به ایران رسید بردیاى دروغین را به قتل رساند و ۸ شورشگر دیگر را هم به مجازات اعمال خود رساند . داریوش بزرگ به سلطنت رسید و پارسه(تخت جمشید)را ساخت كه پایتخت خود و پادشاهان بعد از خود قرار گرفت كه اكنون بزرگترین بناى سنگى جهان نام دارد و داریوش كارهاى بزرگى همچون: ساخت نخستین راه هاى شوسه جهان(مانند: راه شاهى كه اكنون مسیر اصلى كه به پاسارگاد و پارسه مى رسد همان راه شاهى است كه در عصر هخامنشیان بوده) و چاپارخانه(نخستین شكل پست در جهان) و كانال سوئز و... را كرد كه نه تنها به مردم ایران بلكه به تمام مردم جان خدمات ارزشمندى را ارائه داد...

پس از داریوش بزرگ حكومت هخامنشیان رو به نزول اقتدار و قدرت نهاد... خشایارشا(كه برخى از مورخان نام خشایار را به این شكل یاد مى كنند: خشایارشاشاه بزرگ كه هنوز دلیل لقب بزرگ براى او چیست؟ ما كه نمى دانیم!!) كه هر چند از جمله كارهاى نیك او سركوب مصریان و باعث پیشرفت همه جانبه ساخت پارسه و اتمام كار كانال سوئز بود اما لشكر كشى عظیم او به یونان و آتش زدن آتن كه در سال ۴۸۰ قبل از میلاد رخ داد و بنابر برروایت هرودت كه از جمله تاریخنگاران بزرگ یونانى است ارتش ایران اعم از پیاده و سواره و سپاهیان دریایى به حدود ۲۳۰۰۰۰۰ نفر مى رسیده اعلام كرده، كه خیلى جالبست بدانید مهمترین بهانه اسكندر مقدونى براى حمله به ایران و ویران كردن و آتش زدن پارسه و پاسارگاد همین حمله خشایارشا بوده كه هرچند نباید حرص و طمع اسكندر براى كشور گشایى را از نظر دور داشت...

پس از قتل خشایارشا به دست رئیس محافظانش در سال ۴۶۶ قبل از میلاد نوبت سلطنت به اردشیر اول رسید و تنها كار مفیدى(!)كه این پادشاه انجام داد انعقاد پیمان صلح بین ایران و یونان در شوش بود.

وى در سال ۴۲۵ قبل از میلاد در گذشت و پس از كشمكش هاى خانوادگى فراوان سرانجام نوبت سلطنت به داریوش دوم رسید كه از نالایق ترین پادشاهان هخامنشى بود پس از او نوبت سلطنت به پسران او: كوروش كوچك(!)و اردشیر دوم رسید كه بعد از چند لشكر كشى كوچك و بزرگ به یونان و مصر بالاخره با مرگ اردشیر دوم در سال ۳۵۸ق.م شمارش معكوس براى اضمحلال سلسله هخامنشى آغاز شد.

این پادشاه بنابر بر روایت مورخان صدها زن و ده ها فرزند داشت كه بسیارى از آنان از قبل از خود وى كه عمرى طولانى داشت از بین رفتند!! بعد از مرگ اردشیر دوم جنگ هاى ویرانگرى میان فرزندان او به وقوع پیوست كه سرانجام نوبت حكومت به "شاهزاده اخس" به نام: اردشیر سوم انجامید. این نابزرگوار در آغاز سلطنت تمام شاهزادگانى را كه از طرف آنان احتمال خطرى براى خود مى دید از جمله تعدادى از شاهزاده خانم ها(!) را به قتل رساند.

در این دوران ایران ۲بار به مصر لشكر كشید كه در اولى شكست و در دومى پیروزى نصیب ایران شد. اردشیر سوم در سال ۳۳۸ ق.م به دست اطرافیانش به قتل رسید و سلطنت به داریوش سوم ، آخرین پادشاه هخامنشى رسید. داریوش سوم در همان اوایل سلطنتش با حمله اسكندر مقدونى مواجه شد و پیش از اینكه بتواند قواى نظامىِ ارتش خود را تقویت كند ، با این جنگ ویرانگر مواجه شد... و حتى خیلى جالبست بدانید كه همین ارتش ضعیف اگر با فرار داریوش سوم از میدان نبرد و از بین رفتن فرماندهى مواجه نمى شد اسكندر با شكست سختى از ایران مواجه مى شد! كه این نشان از این دارد كه هرچند حكومت عملا نابود شده بوده اما به دلیل اینكه ارتش و سرباز ایرانى خاك وطن را ناموس خود مى دانست هرگز اجازه همچنین شكست سختى را به خود نمى داد كه البته عدم وجود فرماندهى درست باعث سردرگمى ارتش با غیرت ایرانى شد و اسكندرمقدونى یكى از بزرگترین پیروزى هاى خود را بدست آورده بود...

جالبست بدانید كه قرار نبوده نخستین كاخ پارسه كه دچار حریق شود كاخ تچر باشد اما به دلیل دفاع مردانه آریو برزن ارتش اسكندر ناچار شدند نقشه خود را تغییر بدهند...

و این چنین بود كه سلسله هخامنشیان نابود شد...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 

javahermarket